تبلیغات
.:: دخترونه ::.

Home Top Image New Image    
   
 
   
همیشه واسه گلی خاک گلدون باش که اگه به آسمونهم رسید یادش باشه ریشش کجاست
   
منوی وبلاگ
 
       
     
نظر سنجی
 
  
   
     
لوگوی وبلاگ
 
  
   
     
طراح قالب
 
  
   
     
 
معاشقه ¦ عمومی ,
   

این معاشقه ی بی نظیری كه راه افتاده ، حالا زیبا تر هم می شود . یادت می آید یا نه؟ این قصه از یك دست رها شده شروع شد . دستم را نگرفتی تا عاشقانه ها آغاز شوند . من آن نگرفتن را با تمام نجابتی كه از چشمهایت می بارید ، نه به حساب نجابت ، كه به حساب غرور گذاشتم . تو ، به همین سادگی ، معشوقه ی مغرور این عاشق همیشه غمگین شدی ... .
قصه ، البته ، قصه ی عجیبی بود . معاشقه ها ، همه ، غریب بودند . من ، نه خنده های بی نهایت دوست داشتنی‌ ات ، كه آن غم پنهان پشت خنده ها را تصویر می كردم و تو همیشه به خاطر این كشف شدن بی هنگام بر افروخته می شدی . عاشقانه های من ، شاید تنها عاشقانه های دنیا بودند كه به جای بالا بردن ، معشوقه را تحقیر می كردند ...
بر عكس همه ی عاشق های دنیا ، من هیچ وقت آرزوی بوسیدن معشوقه را نداشتم . آرزوی من خیلی ساده تر از این حرفها بود : دوست داشتم روبرو بنشانمت و فقط تماشایت كنم . تو ناز كنی و من هم برای نازهای تو غزل بسازم . آرزوی من ، با همه ی سادگی اش ، البته یك آرزوی دست نیافتنی بود ... .
تمام سعی ات را كردی كه بزرگترین آرزوی زندگی من را دست نیافتنی تر كنی . هر روز من را به یك سرزمین جدید تبعید می كردی ، به خیال اینكه دیگر پیدایت نكنم . ساده بودی اما ! راحت تر از هر چه تصورش را كنی فریبت می دادم و دنبال خودم تا تبعید گاه می كشاندمت . تو با این كارهایت فقط قصه را پیچیده تر می كردی ... .
به خنده های من اخم می كردی ، به خیال اینكه دورم كنی . دیوانه بودی كه نمی فهمیدی من عاشق این ابرو كج كردن های تو هستم ، دیوانه بودی و نمی فهمیدی و اشتباه می كردی ... .
چه لذتی می بردی از شلوغی ! آرایشت همیشه شلوغ ترین آرایش ممكن بود ، كارهایت ، شلوغ ترین كارهایی كه از یك معشوقه می تواند سر بزند . خودت را دلقك كرده بودی تا هیچ وقت آن غمی كه پشت چشمهایت پنهان شده ” لو“ نرود . این وسط ، من ، به خاطر كشف كردن آن غم پنهان ، محكوم به حذف شدن بودم ... .
معاشقه ی بی نظیری شده : من تحقیرت می كنم ، تو برافروخته می شوی ، من تحقیرت می كنم ، تو بر افروخته می شوی ، این وسط بالاخره یك نفر كم می آورد و این قصه را با تمام غربتی كه دارد تمام می كند ... .

<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

 

من آدم عاشقی نیستم این ها نوشته های یک دل سردرگم هست که هیچ وقت عاشق نشده...............



نظر ها () || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || نوشته شده در یکشنبه 18 فروردین 1387 توسط : الهام

 
 
 
   
تیتر مطالب قبلی
وقتی سراغم آمدی | نظرات این پست - نظر
| نظرات این پست - نظر
من و اقا جان | نظرات این پست - نظر
خداحافظ | نظرات این پست - نظر
امید زندگی | نظرات این پست - نظر
| نظرات این پست - نظر
شهادت بانوی دوعالم | نظرات این پست - نظر
اضطراب | نظرات این پست - نظر
دل خوش | نظرات این پست - نظر
تعبیر سهراب | نظرات این پست - نظر
قلب تو | نظرات این پست - نظر
بی مونس | نظرات این پست - نظر
روباه و کلاغ | نظرات این پست - نظر
معاشقه | نظرات این پست - نظر
تعطیلات عید را چگونه گذراندید؟؟؟؟ | نظرات این پست - نظر

 
 
     
Powered by Mihanblog.com-Version 3.0beta
Copyright 2005 Dokhtarekhoob.co.sr , Template Design By : www.Cruel-Boys.com
< قالب و كدهای جاوا >