تبلیغات
.:: دخترونه ::.

Home Top Image New Image    
   
 
   
همیشه واسه گلی خاک گلدون باش که اگه به آسمونهم رسید یادش باشه ریشش کجاست
   
منوی وبلاگ
 
       
     
نظر سنجی
 
  
   
     
لوگوی وبلاگ
 
  
   
     
طراح قالب
 
  
   
     
 
بدترین معلم ¦ عمومی ,
   

بزرگترین كلاس مدرسه بود، تقریبا. سه تا ردیف شش تایی نیمكت داشت، هر نیمكت برای سه نفر. تقریبا پنجاه تایی می شدیم. مدرسه سخت گیر بود و بچه ها هم اكثرا درس خوان، دلخوشكنك مان شاگرد اولی بود،صبح تا شب درس می خواندیم برای بیست. شاگرد اول كه می شدیم اسممان را می زدند روی تابلو. روز كارنامه دادن باعث افتخار و سربلندی خانواده می شدیم...
اولهای ثلث دوم بود، معلم انشای قبلی رفته بود، قرار بود معلم جدید بیاید،زنگ قبل ورزش داشتیم،كركری هایش هنوز مانده بود، كلاس را گرفته بودیم روی سرمان كه یك دفعه مثل برج زهر مار دم در پیدایش شد،خط كش به دست و برافروخته،می خواست از همان روز اول حساب كار را دستمان بدهد: « زود باشید بگید ببینم این همه سر و صدا مال چیه ؟»،سكوت كه جوابش شد، پسرك ردیف اول را بلند كرد و توی صورتش سرخ شد: «بگو ببینم كی از همه بیشتر شلوغ می كرد توله سگ؟»، جوابش همان سكوت قبلی بود «دستت رو بگیر ببینم» سكوت با صدای خط كش روی دستهای پسرك شكست، ده تا برای اینكه كاملا سرخ شود. نفر بعدی: «كی از همه بیشتر شلوغ می كرد؟» سكوت! و بعد ده تا ضربه برای شكسته شدن.

نفر بعدی...نفر بعدی...رسید به وسطهای ردیف اول. «آقا به خدا ما ساكت بودیم»،صورتش از ترس خیس اشك شده بود،«كی بود؟»،«آقا ما از كجا بدونیم؟»،«بگیر دستت رو توله سگ!»، «می گیم آقا،حاتمی بود آقا،حاتمی بود...»، «حاتمی كدوم توله سگیه؟»،آب دهانم را محكم پایین دادم:«من...»، «توله سگ آشغال! بگیر دستت رو ببینم!»، « دروغ می گند آقا ، اصلا ما شاگرد اول كلاسیم ، ثلث پیش معدلمون بیست شد...»، «كه شاگرد اولی هان؟ نشونت میدم توله سگ!»،برافروختگی صورتش كمتر شد،نیشخندی زد و خط كش را پرت كرد روی میز،خودش را هم ولو كرد روی صندلی،زیر لب نگاه می كرد و فحش میداد...

روز كارنامه اسمم روی تابلو نبود،براندازش كه كرد،فهمید علتش چه بوده:«چرا انشا دوازده شدی پسرم؟»
ثلث اول آن سال ، آخرین ثلثی بود كه من شاگرد اول مدرسه ی راهنمایی انصار شدم .


نظر ها () || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || نوشته شده در یکشنبه 16 اردیبهشت 1386 توسط : الهام

 
 
 
   
تیتر مطالب قبلی
وقتی سراغم آمدی | نظرات این پست - نظر
| نظرات این پست - نظر
من و اقا جان | نظرات این پست - نظر
خداحافظ | نظرات این پست - نظر
امید زندگی | نظرات این پست - نظر
| نظرات این پست - نظر
شهادت بانوی دوعالم | نظرات این پست - نظر
اضطراب | نظرات این پست - نظر
دل خوش | نظرات این پست - نظر
تعبیر سهراب | نظرات این پست - نظر
قلب تو | نظرات این پست - نظر
بی مونس | نظرات این پست - نظر
روباه و کلاغ | نظرات این پست - نظر
معاشقه | نظرات این پست - نظر
تعطیلات عید را چگونه گذراندید؟؟؟؟ | نظرات این پست - نظر

 
 
     
Powered by Mihanblog.com-Version 3.0beta
Copyright 2005 Dokhtarekhoob.co.sr , Template Design By : www.Cruel-Boys.com
< قالب و كدهای جاوا >