تبلیغات
.:: دخترونه ::.

Home Top Image New Image    
   
 
   
همیشه واسه گلی خاک گلدون باش که اگه به آسمونهم رسید یادش باشه ریشش کجاست
   
منوی وبلاگ
 
       
     
نظر سنجی
 
  
   
     
لوگوی وبلاگ
 
  
   
     
طراح قالب
 
  
   
     
 
و عشق............. ¦ عمومی ,
   

هیچ وقت یادم نمی رود كه باید به تو سلام كنم . گرمترین سلامهای من همیشه مال تو بوده و هست ، هنوز هنوز بعد از این همه سال ! بعد از این همه سلام بی جواب !!
راستی فكر می كنی اگر روزی قرار باشد جواب همه این سلامها را بدهی چقدر طول می كشد ؟! یك روز ؟! یك ماه ؟! یك سال ؟!…
باور كن وقت كم می آید ! آخر من همه سلامهایم را كه نمی نویسم ! از هر میلیونش ، یكی شاید ! من در لحظه لحظه این سالهای سرد ، وقتی می دیدم كه از نگاه این همه آدم ، یك دانه شقایق هم قد نمی كشد ، دلم هوای تو را می كرد و تا چشمم به چشم رویایت می افتاد ، لبم می لرزید كه : … سلام !
آخر می دانی از قدیم گفته اند كه كوچكتر باید اول سلام كند ! و رویای تو ، آن تویی كه دوست دارمش ، همیشه از من بزرگتر بوده است . مثل آن وقتهایی كه چشم در چشم من می دوختی و من در آتش بازی آن همه عشق ، یادم می رفت كه كجای جهان ایستاده ام و چه می كنم و چه می خواهم و اصلا كه هستم !! وبعد تو كه نگاهت را چند دقیقه بعد پس می كشیدی كه : ( باختم !مثل همیشه باختم در كشاكش این نگاه ممتد ! ) …
و هیچ وقت نخواستی بدانی كه من از همان ثانیه های اول چنان قافیه را باخته ام كه مستی این همه غزل را تاب نیاورده ام ! انگار غرق می شدم در آن همه سیاهی ، بی هیچ دست و پا زدنی ! كه امیدی به دست و پا نبود در آن بی دست و پایی !!
…می بینی ! باز هم از اصل مطلب پرت افتادم ! راستی چه می خواستم بگویم ؟! مثل همیشه یادم رفت !!
همین كه می آمدی یادم می رفت كه هزار جور حرف توی دلم ، صف كشیده اند و غلغله كرده اند و من داد كشیده ام سرشان كه : ( آهای ! آسیاب به نوبت !! )
آسیابان مهربان لبخند تو ، همه گندمهای عاشقانه مرا تحویل می گرفت . همه آن گندمهایی را كه از بهشت خدا دزدیده بودم ، به طمع دیدن آسیابان ! و تو آردشان می كردی تا نان غزل همیشه سر سفره ام باشد در این قحطی قوت لا یموت !!…
… ها !! … یادم آمد !! می خواستم بگویم :
امان از گرسنگی ! معده ام دارد تیر می كشد !… چی ؟! معده ام نیست ؟!!… نمی دانم ! حالا چه فرق می كند ! یك كم بالاتر !! مهم این است كه تیر می كشد و من می دانم از گرسنگی ست !
چقدر نان بیات شده را توی اشك خیس كنم و به خورد این دل لا مذهب بدهم ؟! تازه همان بیاتها هم دارند ته می كشند !
انبان حادثه مگر چقدر جا داشت ؟! دیگ جادویی افسانه ها هم اگر بود ، تا حالا كفگیر به تهش می خورد !
تو كه می دانی هر غذایی به من نمی سازد ! نمی توانم چشمانم را ببندم و بگویم الی الله ! هر چه باداباد !! و هر كوفت و زهر ماری را كه جلویم می گذارند ، هورت بكشم !!
پفك نمكی درمان گرسنگی نیست !
آب نبات چوبی و لواشك هم !
شاید جلوی اشتها را بگیرد اما این سوء هاضمه فرساینده ، همین امروز و فرداست كه این یكپارچه پوست و استخوان را هم آب كند !!
آی ! آسیابان مهربان !!
من هنوز دارم از بهشت خدا گندم می دزدم !… یا نه ! راستش را بخواهی از همان روز اول هم فهمیدم كه خدا زیر چشمی همه چیز را دیده و خودش را زده به كوچه علی چپ ! كه خودش هم می دانست این فرزند خلف آدم ، گندم دزدی اش به خاطر حواست !! و او می دانست كه چه خلق كرده ! می دانست حوا یعنی چه ؟! می دانست …. به خاطر همین ، همیشه ، فقط یواشكی لبخندی می زند و سری تكان می دهد .
و من هر روز هزار هزار خوشه گندم را توی پیراهنم می ریزم و تمام جانم بوی گندم می گیرد ، فقط به نیت تو !
و تو كه تنها باید یزدگرد غصه را سر ببری ! همین !!
آسیابان قصه من !
رودسار زندگی هنوز بر پره های آسیابت می گذرد و سنگهای آسیاب دلت ، بی هیچ گندمی، تنها به فرسایش خویش مشغولند !
گندمهای مرا هم كه موشهای سپید وسیاه دارند می جوند و تنها فضله هاشان را برایم می گذارند ! و من بر سر سفره ای كه دلش برای عطر نان تنگ شده ، تنهای تنها ، سماق می مكم ! بی عطر ریحان و با بویی كه بوی كباب نیست كه اینجا … « دل » داغ می كنند !!

می بینی ؟! من اعتراف می كنم كه موهایم را در آسیاب سفید كرده ام !
تا بعد …

.....................................

یه مدت نیستم

 

نظر ها () || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || نوشته شده در دوشنبه 27 فروردین 1386 توسط : الهام

 
 
 
   
تیتر مطالب قبلی
وقتی سراغم آمدی | نظرات این پست - نظر
| نظرات این پست - نظر
من و اقا جان | نظرات این پست - نظر
خداحافظ | نظرات این پست - نظر
امید زندگی | نظرات این پست - نظر
| نظرات این پست - نظر
شهادت بانوی دوعالم | نظرات این پست - نظر
اضطراب | نظرات این پست - نظر
دل خوش | نظرات این پست - نظر
تعبیر سهراب | نظرات این پست - نظر
قلب تو | نظرات این پست - نظر
بی مونس | نظرات این پست - نظر
روباه و کلاغ | نظرات این پست - نظر
معاشقه | نظرات این پست - نظر
تعطیلات عید را چگونه گذراندید؟؟؟؟ | نظرات این پست - نظر

 
 
     
Powered by Mihanblog.com-Version 3.0beta
Copyright 2005 Dokhtarekhoob.co.sr , Template Design By : www.Cruel-Boys.com
< قالب و كدهای جاوا >